من هیچ تغییری نکرده‌ام. همان‌ام که بودم. حالا تو هی بگو بزرگ شده‌ام. بگو آرام شده‌ام. هی بگو پخته‌تر شده‌ام. باتجربه‌تر. شده‌ام، اما باز همان‌ام، با همان ادا و اصول 10 سال پیش، شاید هم 20 سال پیش، شاید هم همان ادا و اصول وقت دنیا آمدن. همان موقع که یک نگاه عاجزانه یعنی غذا، یک گریه کودکانه یعنی بغل، یک ته خنده کوچک یعنی خراب کاری، اولین کلمه یعنی تمام زندگی، مثل اولین دوستت دارم. با کمی هول و هراس.