اسم کوچه‌مان (اسم کوچه خانه من و اهالی کوچه) اقاقیاست. قبلی پونه بود. قبل از آن حمید. البته ربطی به آن دوتای قبلی ندارد ولی خوب. انگار وقتی می‌گویم اقاقیا شعر می‌آید در ذهنم و کوچه باغی با درختان بلند و دیوارهای کوتاه کاه‌گلی و بوی نای چوب. اما اقاقیای ما، نه درخت بلند دارد، نه دیوار کاه‌گلی. دیوارهایش آنطور که بنگاهی می‌گفت از مرمر سیاه فلان جاست با خانه‌هایی با ورودی‌های شیک (اصطلاحی که او تکرار می‌کرد) من که اسم‌اش را گذاشته‌ام خانه‌های قوطی کبریتی قمر خانم. دسته کمی هم از حیاط قمر خانم ندارد. اما کوچه‌اش را وقتی می‌گویم: اقاقیا، انگار شعر می‌آید به ذهن‌ام و کوچه باغ.