آقای "ص" تعجب می‌کرد از اینکه چقدر راحت روی مبل لم داده‌ام و از اسباب‌کشی روز بعد صحبت می‌کنم. بی‌اینکه آثاری از کارتن یا جمع کردن وسایل یا حتی ذره‌ای استرس در من وجود داشته باشد. آنقدر مساله برایم بزرگ و دردآور بود که اصلا نمی‌خواستم فکر کنم به دردسرهایش. اما انگار دیگر حرفه‌ای شده‌ام در آن. هر سال وقتی به هر دلیل مجبور به تعویض خانه می‌شوم، یک سری وسایل اضافه و به درد نخور را جدا می‌کنم از زندگی‌ام. امسال خیلی راحت‌تر اینکار را کردم. در ظاهر مهم و قابل استفاده‌اند، ولی انگار هیچوقت به کار منی که بیش از ۲ نفر مهمان ندارم، آنهم به ندرت، نمی‌خورند.