سه ساله بودم که جیش کردم روی فرش خانه مان. یادم نیست کتک خوردم یا فقط دعوایم کردند اما بعدها از حرصم دلم می خواست همیشه جیش کنم روی فرش. این اولین غم زندگی ام بود.
غمهای زیادی آمدند به سراغم و من از حرص خیلی چیزها می خواستم خیلی کارها بکنم و نکردم و الان همه شان عقده شده اند در دلم.