ملال. ملالِ عشق. ملالِ اجنتاب‌ناپذيری که پس از يک دوره‌‌ی طولانی عشق‌ورزی، پس ازخيانت‌ها، بی‌خيالی‌ها، فراموشی‌ها، دعوا‌ها، مستی‌‌ها و نئشگی‌ها؛ گريبان آدم را می گيرد و چاره‌ای باقی نمی‌گذارد جز اين که مانند شوپن، درحاليکه به صدای يکنواخت باران و برخورد امواج با صخره‌ها گوش می‌دهی بدون توجه به بدخلقی‌های ژرژساند، نت‌های ملال آوری را که در خود هيجان يک توفان ويران کننده را حمل می‌کنند، بر روی کاغذ بياوری.

عاشقیت در پاورقی
مهسا محب‌علی، نشر چشمه، ۱۳۸۳